name
شب دماوند و تجلیل از آقای لطیفی پدر قلم ایران

شب دماوند و تجلیل از علی اصغر لطیفی

عصر چهارشنبه، سوم مردادماه سال یکهزار و سیصد و نود و هفت، سیصد و شصتمین شب از مجموعه شب های مجلۀ بخارا با همراهی سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی، انجمن کوه نوردان ایران، جامعۀ پیشاهنگان استان تهران، انجمن دوستداران دماوند کوه، بازرگانی گلستانی، گالری هنر بین الملل و مجلۀ صنوبر به شب «دماوند»  اختصاص یافت.

در این جلسه که در تالار قلم مرکز همایش های کتابخانۀ ملی برگزار شد، سخنرانان: مسعود نصرتی، عباس محمدی، مهرداد شهلایی، فرهاد ورهرام و علی دهباشی با حضور هارون یشایائی، بهروز برومند و کمال گلستانی  به سخنرانی پرداختند و تجلیل از علی اصغر لطیفی و محمد منصور نژاد و اجرای «دماوندیه» ملک الشعرای بهار توسط سامره مفتون از دیگر بخش های این نشست بود.

در خاتمه فیلم مستند «از آلپ تا دماوند» به کارگردانی فرهاد ورهرام به نمایش گذاشته شد.

در ادامه می توانید شرح گزارش و متون سخنرانی این شب را مطالعه بفرمایید:

در ابتدای مجلس علی دهباشی ضمن خوشامدگویی به میهمانان حاضر در این شب با مقدمه ای از توصیف دماوند چنین گفت:

“دماوند نامی به درازنای تاریخ سرزمین ما ایران، شهره در آفاق جهان، الهام بخش زندگی، نماد غرور و ایستادگی و مقاومت ما ایرانیان در طی قرون و اعصار. نامی که الهام بخش سخنسرایان بزرگ و نامی زبان فارسی در طی سده ها بوده و  گنجینه ای محیط زیستی است. رسیدن به قلۀ آن و از بلندای آن به افق نگریستن آرزویی است که از نوجوانی در جان ما موج می زند.

امیدواریم این شب آغازی باشد بر ده ها شب دیگری که باید به دماوند اختصاص یابد.”

Damavand night Asghar latifi

لحظاتی از این مجلس به تقدیر استاد علی اصغر لطیفی و محمد منصورنژاد اختصاص یافت. در این مراسم کمال گلستانی (رئیس بازرگانی گلستانی) و محسن قمصری از کتابخانۀ ملی و مجتبی کرمی (بنیانگذار گالری هنر بین الملل) حضور داشتند. تقدیم قلم خیام از طرف بازرگانی گلستانی به اصغر لطیفی، و اهدای لوح خیام با ترجمۀ فیتز جرالد توسط کتابخانۀ ملی از هدایای این بخش بود.

علی دهباشی ضمن تقدیر از اصغر لطیفی از خاطرۀ نخستین دیدارش با ایشان چنین گفت:

“دو رابطه با جناب آقای اصغر لطیفی دارم: یکی رابطۀ شخصی من و دیگری آن چیزی است که در عرصۀ قلم و نویسندگی است. کم تر کسی در ایران هست که اهل نوشتن باشد اما با آقای لطیفی آَشنا نبوده و ایشان قلم به دستش نداده باشد.

به یاد دارم در کلاس پنجم دبستان علاقۀ خاصی به خودنویس داشتم و دستان جوهری دایی ام  برایم لذت بخش بود. پدرم مرا به مغازۀ جناب آقای لطیفی بردند تا برایم خودنویس بخرند اما ایشان گفتند که این پسر هنوز  بچه است و داشتن قلم برایش زود است. من کف مغازه که آن زمان در پشت سفارت انگلیس بود (خیابان جمهوری)، زار زدم تا ایشان دلشان سوخت و یک قلم خودنویس سناتور به من لطف کردند که هنوز از گذر حوادث پرفراز و نشیب زندگی ام دوام آورده و مانده است.”

وی افزود:

“ایشان برای بسیاری از نویسندگان مشهور، شاعران و پژوهشگران خانۀ قلم پارکر لطیفی را درست کرده اند. یک پناهگاهی که بسیاری از ماها اگر هفته ای یکبار به آنجا نرویم، کمبودی احساس می کنیم. دفترچه ای هم دارند که یادگار نویس بسیاری از نویسندگان و شاعران است؛ بسیاری از جمله مهندس میرمیران که این بنا حاصل یادگار و خاطرۀ اوست (تالار قلم) تا روزهای آخر زندگی با ویلچر پیش ایشان می آمدند و چون پلیکان باز بودند از تازه های این مارک می پرسیدند.”

backtopage

© تمامی حقوق برای گروه پارکر لطیفی محفوظ است. طراحی شده توسط طراحی سایت داتک