name
روزنامه شرق 19/3/91

 

Asghar Latifi Latifi Store - اصغر لطیفی فروشگاه لطیفی

  52 سال خودنویس فروختم  . . . ! 


خودنویس ها مرتب و با سلیقه کنار یکدیگر در ویترین مغازه چیده شده اند . سر در بزرگ مغازه نیز نقاشی هایی از خودنویس دارند و برای همین است که از دور هر رهگذر نزدیکی های چهارراه استانبول  ، در خیابان جمهوری ، در نبش خیابان بابی ساندز را به داخل اولین فروشگاه خودنویس می کشاند . جایی که هر طرفش را نگاه میکنید ، هیچ چیز جز خودکار و خودنویس نمیبینید . لطیفی صاحب فروشگاه قبل از هر سوالی یکی از همان خودنویس های خودش را به دستت میدهد وادارت می کند که کلمه ایران را یکبار با خودنویس و یکبار هم با خودکار بنویسی  ، بعد به هر دو خط اشاره میکند و میگوید :

""خودت قضاوت کن کدام قشنگتر است  ، ببین این همان  ( ن ) ایران است ، اما نقطه اش را نگاه کن ، این نوشته با خودنویس چقدر زیباست ، این نون از نون سنگگ هم بهتره و به عمرت هم همچنین نونی ننوشتی""


لطیفی  ، در کمتر از چند دقیقه هر نامی را که بخواهید بر روی خودنویس یا خودکار انتخابی شما حک میکند . بیشتر از نیم قرن است از زمان اولین فروشگاه فروش خودنویس های مارکدار می گذرد . همان دورانی که در چند قدم جلوتر از مغازه لطیفی  ، روشنفکران  ، نویسندگان و قلم به دستان در کافه نادری گرد هم می آمدند . لطیفی عکس اولین روزی که به کار در این مغازه مشغول شد ، در کنار عکس های دیگر دوستان و افراد معروفی که مشتری خودنویس فروشی اش بوده اند به یادگار نگه داشته است . خودنویس در مغازه او همان چیز دیگر است ؛ کالای گرانبهایی که خود لطیفی و مشتریانش همه به آن علاقه زیادی دارند.

 


از کی این مغازه تبدیل به نمایندگی لوازم التحریرشد و شما هم شدید آقای لطیفی خودنویس فروش ؟


بیشتر از 52 سال پیش برای شاگردی به این مغازه آمده بودم ، صاحب کارم هم عینک و هم خودکار و خودنویس می فروخت . طرف بیشتر ویترین و داخل مغازه را عینک چیده بود و یک قسمتی هم قلم و خودنویس گذاشته بود ، من همان موقع به او گفتم یا عینک ها را جمع کن و به جایش همه مغازه را خودنویس بگذار یا خودنویس ها را جمع کن و به جایش عینک بچین اما او در آن زمان حرفش این بود که من هر دو را پول دادم و خریدم و قرار است از این راه درآمد داشته باشم ، اینکه چه بفروشم برایم فرقی ندارد . من هم جوان بودم و به فکرم رسید که تغییراتی در ویترین مغازه بدهم ، برای همین من هم همان طور که ویترین مغازه را تمیز می کردم به تدریج عینک ها را کم می کردم و به جایش خودنویس چیدم . رفته رفته در حین تمیز کردن عینک ها را جمع می کردم و در کارتن میریختم و جایش ویترین را پر از خودنویس می کردم و تا به امروز هم خودنویس فروخته ام .

 

آقای اصغر لطیفی ( نفر اول سمت راست )

 



چطور شد که سعی نکردید عینک های بیشتری بچینید و خودنویس ها را از دور خارج کنید؟


خودم علاقه خاصی به خودنویس داشتم ، هنوز هم دارم . تازه کار عینک سختتر بود ، عینک را باید میبردیم و برای درست کردن به عینک ساز میدادیم.

 

 

صاحبکارتان متوجه این موضوع نشد و دعوایی به خاطر این مساله با شما نکرد؟


این کار تازه باعث شد تا فروش مغازه بیشتر شود . هر عینک را شاید حدود 18 تومان میفروختیم و قیمت خودکارها و خودنویس ، بیست و پنج زار ، یک تومان تا سه تومان بود اما خب مشتریهای بیشتری داشت  فروش مغازه در آن اوایل 140 تا یک تومانی بود؛ یعنی در آن موقع فروش مغازه به اندازه یک بلیت اتوبوس از بهارستان تا جمهوری بود، (( لطیفی می خندد )) اما بعد از مدتی به خاطر فروش خودنویس ها از 140 تومان به دوهزار تومان رسید و بالاخره صاحب کار ما هم دید که نه فروش بهتر است ! بعد از آن دیگر عینکها را جمع کردیم و همه مغازه را خودنویس میفروختیم ، مشتریها وقتی ویترین را میدیدند خوششان می آمد و سری به داخل مغازه میزدند . بعدها هم که اینجا مغازه خود من شد کار خودنویس را ادامه دادم.

 


شما اولین نماینده خودنویس پارکر در ایران هستید؟


خیر ، من تنها نماینده نبودم . قبل از من نیز شرکت دیگری آن را وارد می کرد و در حال حاضر نیز شرکت دیگری آن را وارد می کند . نماینده آن شرکتی بود به نام هفت رو که ژیلت و ماست وارد میکرد و در کنار آن خودکار و خودنویس پارکر هم می آورد . من هم از همان اول که به تنهایی مغازه را اداره میکردم فقط پارکر فروختم.

 



قدیمی ترین مشتری های ثابتتان مربوط به چه دورانی هستند ، افرادی را میشناسید که خودنویس باز باشند؟


خیلی از افرادی که از همان 52 سال پیش مشتریمان بودند . هنوز هم اگر زنده باشند سری میزنند . آقای دکتری سالهاست به اینجا می آید ، با اینکه سالهاست از کشور رفته است ، اما وقتی به ایران می آید به اینجا هم می آید و خودنویس میخرد . خیلی از مشتریهای ثابت هم هستند که کلکسیون خودنویس دارند یا میخواهند برای کسی خودنویس کادو بخرند.

 

 


معمولا چه جور افرادی با خودنویس مینویسند و مشتری همیشگی آن هستند؟


کسی که آچار فرانسه دستش میگیرد ، هیچ وقت سراغ ما نمی آید ، معمولا دکترها و نویسندگان بیشتر خودنویس استفاده میکنند و مشتری هستند.

 


به نظر شما در این چند سال که خودنویس کمتر بین مدارس و خان هها رایج است، از مشتر یهای خودنویس کم نشده؟


هنوز هم خیلی ها خودنویس می خرند ، فروش آن بالاست ، شاید بعضی جوانانی مثل شما باشند که به کامپیوتر مشغولند ، یا خط خوبی ندارند و اهل خودنویس نباشند اما با وجود این همه خیلی خودنویس استفاده میکنند و اینطور نشده که بگوییم کسی دیگر با خودنویس نمی نویسد ، البته شاید مدتی کمتر شده بود اما به نظرم به خاطر اینکه خط ها خیلی بد شد ولی باز مردم به خودنویس روی آوردند .



خودتان هم با خودنویس مینویسید؟


نه ، خودم هم مانند شما خوش خط نیستم و کارم هم کمتر با نوشتن است . همه اش در مغازه هستم و فقط گاهی اسمی را روی کاغذ می نویسم تا بچه ها آن را حک کنند یا از همین کارها .

 

 

روزنامه شرق *** 90/3/19  *** صبا صراف

backtopage

© تمامی حقوق برای گروه پارکر لطیفی محفوظ است. طراحی شده توسط طراحی سایت داتک